متهم ردیف چهارم پرونده قتل بنیتا بعنوان مطلع در دادگاه حضور یافت



به گزارش خبرنگار قضایی ایرنا، قاضی محمدرضا محمدی کشکولی رییس دادگاه رسیدگی کننده به پرونده عاملان قتل بنیتا پس از اعلام رسمیت دادگاه بصورت علنی و دعوت حضار به رعایت نظم دادگاه، از متهم ردیف چهارم خواست تا با حضور در جایگاه بعنوان مطلع به سوالات دادگاه پاسخ دهد.
قاضی کشکولی با بیان این که متهم ردیف چهارم پرونده روز گذشته دستگیر شده است اظهار کرد: به لحاظ این که اتهامات متوجه ایشان است که رسیدگی به آن در مرحله دادسرا به عمل نیامده است لذا او امروز به عنوان مطالع در دادگاه حاضر شده است.
وی افزود: دادگاه به پرونده این متهم پس از صدور کیفر خواست و بررسی در دادسرا، رسیدگی خواهد کرد.
(الف. د) متهم ردیف چهارم در حالی که حین راه رفتن به سمت جایگاه زنجیرهای پایش صدا می کرد در جایگاه به عنوان مطلع حاضر شد و قسم خورد جز حقیقت چیزی نگوید،در این حین مادر بینتا با سرو صدا خطاب به متهم ردیف چهارم از او خواست رویش را به آن طرف نکند قاضی با درخواست رعایت نظم از مادر این طفل هشت ماه خطاب به او گفت: هر کس طبق قانون آیین دادرسی نظم دادگاه را بهم بزند از جلسه اخراج می شود که مادر بنیتا گفت: پس به او به گویید رویش را به طرف ما و ما را نگاه نکند.
به گزارش ایرنا،( الف.د) پس از احراز هویت توسط دادگاه گفت: مجرد هستم و شغل بنده نیز رانندگی است سابقه مواد مخدر دارم و یک بار به جرم نگهداری و مصرف ۵ گرم شیشه به ۵ سال حبس محکوم شدم.
قاضی از وی پرسید آیا به مواد مخدر اعتیاد داری و شغل شما خرید و فروش مواد مخدر است؟ که متهم پاسخ داد قبلا اعتیاد داشتم اما اکنون ندارم و شغلم خرید و فروش مواد نیست.
وی که خود را اهل کاظمین معرفی کرده بود با توضیحات روز حادثه گفت: من و (م ش) در زندان بودیم من زودتر از او در شب عید آزاد شدم و روز حادثه او به من زنگ زد و با من در میدان آقا نور قرار گذاشت و ساعت ۴ صبح با رفیقش ‘محمد’ آنجا بود؛ او گفته بود رفیقم چیزی دارد از او بگیریم که او در راه بهانه آورد که جنس نیست. من هم به (م.ش) گفتم: می خواهم به خانه بروم چون نه نیازی به دزدی دارم و نه احتیاجی به مال حرام . آنها را پیاده کردم و به آرایشگاه رفتم. (م.ش) بعد از نیم ساعت به من زنگ زد و گفت: کجایی و منم گفتم در آرایشگاه هستم و او با پیک موتوری سمت من آمد و از من ۳ هزار تومان پول خواست و من وی را تا خانه رساندم.
متهم ردیف چهارم ادامه داد: وی در خودور من تلفنی به دوستش زنگ زد و از وی پرسید کجایی؟ و وی گفت: در جاده خاوران است من به (م.ش) گفتم چه شده است: که او پاسخ داد یک ماشین روشن دیدند و دوسش پریده پشت ماشین و رفته است.
وی با بیان این که ۴۰ روز در کمپ کهریزک هستم اضافه کرد دیگر آن دو را ندیدم فقط آن روز (م.ش) تلفنی به دوستش می گفت: صاحب خودرو داد می زد بچه داخل خودرو است و منم به او گفتم به سارق خودرو بگوید وسط خیابان خودرو را خاموش و در ها باز کند تا مردم طفل را ببیند.
قاضی در این هنگام به متهم ردیف چهارم گفت: حرف های شما با حرف های (م.ش) در تضاد است چون وی گفته بود با شما به سمت (م.و )رفته اید و شما هم بچه را دیده اید که متهم گفت: من کودک را ندیدم . قاضی گفت: یعنی تو دوستت رساندی و رفتی، که متهم گفت: او را تا در منزل رساندم و رفتم و در آن هنگام ساعت ۱۱ بود.در آن روز نه خودور سرقتی را دیدیم نه کودک را.
قاضی خطاب به متهم گفت: چرا به کودک کمک نکردید؟ وی گفت:اصلا او را ندیدم روحم نیز خبر نداشت.
او ادامه داد: رفتم کمپ برای ترک اعتیاد و دیروز که به منزل زنگ زدم خواهرم گفت: ماموران شاپور در خانه ریختند من هم به کلانتری شاپور رفتم و خودم را معرفی کردم …
ادامه دارد…
اجتمام**٧٣٢٩ ** ۱۴۱۸
خبرنگار: لیلا اسماعیل نژاد ** ناشر: مریم برزآبادی



انتهای پیام /*










پاسخ دهید